شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۱
FA EN
سریک

خلاصه داستان

سريك قصه اسب قهرمانی است كه شهرتش را مديون صاحب سرشناسش (سردار آزمون )است .اما اين همه واقعيت نيست چون اينجا ايران است و قهرمان چه انسان و چه حيوان براى بقايش بايد بيرون از ميدان بجنگد.
کارگردان:بهاره افشاری
تهیه‌کننده:
بهاره افشاری
فیلمنامه‌نویس:
مدیر فیلم‌برداری:
ایمان سرمستی
مدیر صدابرداری:
میثم یاردیلو
،
احسان نوبخت
تدوین:
امیر حسین سیاح
پردیس سینمایی گلستان

پردیس سینمایی گلستان

شیراز - ابتدای پل معالی‎آباد - جنب ایستگاه مترو

۰۷۱-۳۶۳۶۶۲۵۰۰

اطلاعات بیشتر
پردیس سینمایی هویزه مشهد

پردیس سینمایی هویزه مشهد

مشهد - خیابان دانشگاه - چهارراه گلستان

۰۵۱۱-۸۴۳۷۵۷۵

اطلاعات بیشتر
پردیس سینمایی سیتی‌سنتر

پردیس سینمایی سیتی‌سنتر

بزرگراه شهید دستجردی

۰۳۱-۵۰۰۱

اطلاعات بیشتر
هنروتجربه بابل

هنروتجربه بابل

بابل - میدان هلال احمر - مجتمع سینمایی فرهنگ و ارشاد اسلامی

۰۱۱۱-۳۲۳۳۷۳۳۸

اطلاعات بیشتر
سینما فرهنگ

سینما فرهنگ

تهران - شریعتی - بالاتراز خیابان دولت

۲۲۶۰۱۲۰۵

اطلاعات بیشتر
خانه هنرمندان

خانه هنرمندان

تهران - خیابان ایرانشهر - بوستان هنرمندان

۰۲۱-۸۸۳۱۰۴۵۷

اطلاعات بیشتر
تماشاخانه پارس

تماشاخانه پارس

بلوار جمهوری اسلامی، چهارراه فرهنگیان

۰۳۴-۳۲۱۱۹۳۸۵

اطلاعات بیشتر
موزه سینما

موزه سینما

تهران - خیابان ولیعصر - باغ فردوس

۲۲۷۲۳۵۳۵

اطلاعات بیشتر
موزه سینما

بهاره افشاری دارای دیپلم بازیگری است و در رشته نقاشی فارغ‌التحصیل شده‌است. او با مجموعه تلویزیونی «او یک فرشته بود» در سال ۱۳۸۴ بازیگری حرفه‌ای را آغاز کرد و پس از آن هم در مجموعه «روزگار قریب» به کارگردانی کیانوش عیاری حضور یافت.از نقش‎آفرینی‌های سینمایی او هم می‎توان به«صد سال به این سال‌ها»،«زندگی شیرین»،«خیابان بیست و چهارم»،«آرزو»،«ازدواج در وقت اضافه»،«سه درجه  تب»،«معراجی‌ها»،«گشت ۲» و… اشاره کرد.

موزه سینما

بر این باورم که در جهان بعضی از کارها شما را به سمت خودش فرا می‌خواند و مانند یک تکلیف در برهه‌ای، مکلف به انجام آن می‌شوید.
کارگردانی برای من از آن دست کارها بود.
در طول سال‌هایی که در عرصه بازیگری، نقاشی و طراحی لباس فعالیت می‌کردم، هیچ‌گاه حتی به این موضوع نمی‌اندیشیدم که روزی بر صندلی کارگردانی تکیه بزنم. اما در نهایت دغدغه‌هایم مرا به سمتی برد تا این ردا را به تن کنم.
مدت‌ها بود که دغدغه‌هایم شکل یک مثلث را به خود گرفته بود و هر بار یکی از اضلاع مرا به سمت خودش می‌کشاند. اولین ضلع آن مثلث موضوع قضاوت بود که می‌دیدم چطور خودم و جامعه پیرامونم با آن دست به گریبان هستند به همین جهت آن را در قالب یک نمایشگاه تجسمی با نام «دچار» ارائه دادم. ضلع دوم این مثلث قهرمان‌کشی بود. حس کردم تنها موضوعی که می‌تواند من را بر آن دارد که از جلوی دوربین به پشت دوربین بروم. همین موضوع است و آخرین دغدغه از این سه ضلع هم سوتفاهم در روابط عاطفی که سعی می‌کنم آن را با شیوه دیگری به مخاطبانم ارائه دهم.
سریک سرکش ما این روزها روی پرده سینما چهار نعل می‌تازد تا برای ما روایت کند مرز باریک بین قهرمانی و قهرمان‌کشی را.

*

code