سه شنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۸
FA EN
پشت صحنه ابد و یک روز/فیلم‌های کوتاه سعید روستایی

خلاصه داستان

این مجموعه شامل دو بخش است،یک بخش آن پشت صحنه فیلم«ابدو یک روز» است که روایت‎گر اتفاق‌ها و رویدادهایی است که در پشت صحنه این فیلم رخ داده‌است. و بخش دیگر شامل دو فیلم کوتاه «ازطرف آن‌ها» و«خیابان‎های خیلی خلوت» به کارگردانی سعید روستایی است.
کارگردان:سعید روستایی
پردیس سینمایی هویزه مشهد

پردیس سینمایی هویزه مشهد

مشهد - خیابان دانشگاه - چهارراه گلستان

۰۵۱۱-۸۴۳۷۵۷۵

اطلاعات بیشتر
هنروتجربه بابل

هنروتجربه بابل

بابل - میدان هلال احمر - مجتمع سینمایی فرهنگ و ارشاد اسلامی

۰۱۱۱-۳۲۳۳۷۳۳۸

اطلاعات بیشتر
موزه سینما

موزه سینما

تهران - خیابان ولیعصر - باغ فردوس

۲۲۷۲۳۵۳۵

اطلاعات بیشتر
موزه سینما

سعید روستایی متولد ۱۳۶۸ و فارغ‌التحصیل رشته سینما از دانشگاه سوره است. او پیش از ساخت «ابد و یک روز»، ساخت فیلم‌های کوتاهی چون «شنبه»، «مراسم»، «خیابان خیلی خلوت» و… را در کارنامه کاری خود دارد. «ابد و یک روز» اولین اثر بلند سینمایی این کارگردان جوان است که در سی‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر خوش درخشید و سیمرغ بلورین ۹ رشته را از آن خود کرد. این فیلم همچنین با استقبال بسیار خوب منتقدان و تماشاگران هم روبه‎رو شد.

موزه سینما

سینما برای من با نفی‌های متوالی آغاز شد. زمانی که طرح‌های مختلف را در سرم مرور می کردم و گاهی روی کاغذ می‌آوردم‌شان و هیچ‌کدام آن چیزی نمی‌شدند که من به خاطرش سینما را انتخاب کرده بودم.
اولین جرقه با ایده‌ «شنبه» شروع شد. این یکی ارزشش را داشت. می‌توانستم پای آن بایستم و دوستانم را برای همراهی در ساخت فیلم قانع کنم. هرچند که معتقدم بدترین روزهاى زندگیم روزهاى فیلم‌بردارى فیلم کوتاه شنبه بود ولى بار مشکلات فیلم‎برداری را فیلم‎نامه به دوش کشید و این رای قاطع سینما در ذهنم حک شد که برای ساخت فیلم خوب به سه چیز بیشتر احتیاج نیست: دکوپاژ ،بازیگر و از همه مهم‌تر فیلم‌نامه خوب.
شنبه تحسین شد و من برای ادامه‌ مسیرم مصمم و آماده‌.
فیلمنامه‌ «مراسم» را برخلاف اولی در خلوت نوشتم و زمانی که پس از اتمام نگارش به حسب معمول فیلم‎نامه را برای نظرخواهی به دوستانم دادم، با یک نظر واحد مواجه شدم: «هر چه سریع‌تر بسازش».
احتیاجی به بازنویسی نبود. مهره‌ها همه در جای خود نشسته بودند و منظره‌ پیش رویم چنان بود که مجال وسواس نمی‌داد. کمترین دستاورد مراسم برای من تندیس‌های مختلف فیلم کوتاه بود، و بیشترینش تثبیت راهی که انتخابش کرده بودم.
فیلم سومم در ادامه‌ مراسم بود با این تفاوت که دوست داشتم این‌بار ستاره‌هایم را روی نیمکت بگذارم. مادر که نقش اساطیر الاولین فیلم‌های مرا دارد، غایب است. خانه، اتاق‌ها، فضاى آرام فیلم‌بردارى در چهاردیوارى بسته و … همه غایبند.
این بار لازم بود تا بازی جزئیات را زیر تابش آفتاب مرور کنم.
با «خیابان خیلی خلوت» و در غیاب ستون‌های جهان سینمایی‌ام هنوز گویی از پس روایت و ساخت جهانی هم عرض زندگی آماده بودم، هرچند شرایط فیلم‌بردارى و بودجه اصلا اجازه نمى داد کارى را که در ذهن دارم انجام دهم و فیلمى را که حداقل بیست روز براى فیلم‎برداری‌اش زمان لازم بود را در هفت روز به اتمام رساندیم. بگذریم.
حالا آنچه احتیاج به پوست اندازی داشت، مدیوم بود. ماهی‌های پرورشی‌ آماده‌ رها شدن در دریا بودند و من در تدارک «ابد و یک روز».
فیلم‌سازی نوعی جنون است و بیرون کشیدن محتوای وجود. روزها و شب‌های فیلم‎برداری ابد و یک روز سخت بود و زیبا، نوعی ترومای لذت‌بخش. شبیه بیماری که از رنج خود لذت میبرد.
پشت دوربین جهان دیگری در جریان بود، جهانی که اگرچه تاریخ و روایت خود را داشت اما اراده و تلاش ما بر این بود که جهان مقابل دوربین نیز عالمی باشد از جنس دنیای پشت دوربین.
دنیای ناشناخته‌ای در سینما که عموما در حجاب رنگ و نور پنهان می‌شود.

21 + = 26