یکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸
FA EN
یک کامیون غروب
خرید بلیت

خلاصه داستان

خانواده‌ای در محل زندگی خود که شبیه کاروانسرا است پذیرای گردشگران هستند اما با ورود یک گروه موسیقی زیرزمینی به آنجا که یک زن ناشناس هم همراه آن‌ها است و با فشاری که برای تخلیه آن محل مواجه هستند، درگیر ماجراهایی می‌شوند.
کارگردان:ابوالفضل صفاری
تهیه‌کننده:
ابوالفضل صفاری
فیلمنامه‌نویس:،
بازیگران:
نادر فلاح
،
پزمان بازغی
،
منظر لشگری پور
،
خسرو بامداد
،
محمد صادق یزدانی
،
روشنک گرامی
،
مسعود مهرگان
،
سامان صفاری
،
امیررضا وزیری
،
سیدضیا مدیر طاهری
،
مرتضی نسیم سبحان
،
محمد رضا اسکندری
،
محمد جباری
،
مهراد مهرکیش
،
میترا شیرکوند
،
حسن رشید قامت
مدیر فیلم‌برداری:
بایرام فضلی
مدیر صدابرداری:
نظام الدین کیایی
تدوین:
ابراهیم سعیدی
اکومال کرج

اکومال کرج

کرج، ابتدای جاده مشکین دشت، رزکان نو، مجتمع اکومال

۰۲۱-۴۲۲۶۸

اطلاعات بیشتر
پردیس سینمایی اصفهان سیتی سنتر

پردیس سینمایی اصفهان سیتی سنتر

بزرگراه شهید دستجردی

۰۳۱-۵۰۰۱

اطلاعات بیشتر
پردیس سینمایی باغ کتاب

پردیس سینمایی باغ کتاب

بزرگراه شهید حقانی - ورودی کتابخانه ملی - باغ کتاب تهران

۸۸۶۵۷۱۶۵

اطلاعات بیشتر
پردیس سینمایی کورش

پردیس سینمایی کورش

تهران - بزرگراه شهید ستاری - نبش پیامبر مرکزی - شماره ۵۷

۴۴۹۷۱۹۳۰-۴۰

اطلاعات بیشتر
پردیس سینمایی گلستان

پردیس سینمایی گلستان

شیراز - ابتدای پل معالی‎آباد - جنب ایستگاه مترو

۰۷۱-۳۶۳۶۶۲۵۰۰

اطلاعات بیشتر
پردیس سینمایی هویزه مشهد

پردیس سینمایی هویزه مشهد

مشهد - خیابان دانشگاه - چهارراه گلستان

۰۵۱۱-۸۴۳۷۵۷۵

اطلاعات بیشتر
تماشاخانه پارس کرمان

تماشاخانه پارس کرمان

بلوار جمهوری اسلامی، چهارراه فرهنگیان

۰۳۴-۳۲۱۱۹۳۸۵

اطلاعات بیشتر
خانه هنرمندان

خانه هنرمندان

تهران - خیابان ایرانشهر - بوستان هنرمندان

۰۲۱-۸۸۳۱۰۴۵۷

اطلاعات بیشتر
سینما فرهنگ

سینما فرهنگ

تهران - شریعتی - بالاتراز خیابان دولت

۲۲۶۰۱۲۰۵

اطلاعات بیشتر
موزه سینما

موزه سینما

تهران - خیابان ولیعصر - باغ فردوس

۲۲۷۲۳۵۳۵

اطلاعات بیشتر
هنروتجربه بابل

هنروتجربه بابل

بابل - میدان هلال احمر - مجتمع سینمایی فرهنگ و ارشاد اسلامی

۰۱۱۱-۳۲۳۳۷۳۳۸

اطلاعات بیشتر
هنروتجربه بابل

ابوالفضل صفاری کارگردانی فیلم‌های «ازتهران تا بهشت» و «انتهای زمین» را در کارنامه دارد.

هنروتجربه بابل

من همیشه تماشا کردن افق را دوست داشتم، جایی که آسمان زمین را لمس می‌کند و شما حتی از فاصله‌ای دور هم می‌توانید حسش کنید. به همین دلیل  شخصیت‌های داستان و نوازنده‌های خیابانی را گرد هم آوردم، کسانی که زندگی در شهر بزرگ هرگز به آن‌ها اجازه نداده بود که فرصت دیدن افق را داشته باشند، من آن‌ها را به جایی زیبا بردم تا افق را تجربه کنند. ما باهم شهر کوچک خودمان را ساختیم. ما قصه‌های زندگی خودمان را در یک اُپرای باشکوه اجرا کردیم. ما کتاب خواندیم، آواز خواندیم، رقصیدیم، گریه کردیم و مُردیم. و در آخر به افتخار زیبایی و شکوهِ خورشید با غروب همراه شدیم.

27 + = 32